تبلیغات لطفا از این پس به وب لاگ www.sarshar-az-sokout.ironiblog.ir مراجعه کنید. شعرهای گلی در این وب لاگ ثبت شده اند.
گلی
آرزویم این است که یک روز حتی یک روز تو برای من باشی و بتوانم دست های گرمت را در دستانم بگبرم تا شاید یخ دستان سرد و کبودم شکسته شود ، بتوانم سرم را روی شانه هایت بگذارم و هر لحظه بر آنها بوسه بزنم. ای کاش اشکهایم با دست های مهربان تو پاک می شد اما تو هیچ وقت نتوانستی باور کنی قلبی که غرورش شکسته در انتظار توست.
امروز
همین امروز همین امروز که دلتنگم
همین امروز که بیش از هر شب و روز دیکری دلتنگ توام
همین امروزُ همین لحظه
که فقط به یک لحظه نگاهت دلخوش می شوم
همین امروز که دیکر دلم تاب این قایم موشک بازی ها دلتنگی تو را ندارد
همین امروز که از روی دلتنگی از پشت سر نگاهت می کنم
همین امروز که زبانم بند آمده
همین امروز که عظلات صورتم دیکر از خنده های بی اعتنایی خسته شده اند
همین امروز که به عکس هایت٬ خاطراتت٬ حس کشیده شدن دست هایت بر سرم معتاد شده ام
همین امروز که ترس تمام شدن این روزها و شب ها
و بر آورده نشدن حاجتم
مرا به بی راهه های رفتن می کشاند
همین امروز٬
همین امروز که برای اولین بار
با اشک٬
با التماس٬
با صدایی خفه
و با بیست سال شرمی که در من روییده
می خواهم بگویم دوستت دارم
مرا ببخش
همین امروزکه با همان شرم بیست ساله و همان صدای خفه
کودکی ام زنده شده است
و بابایم را می خواهم مرا ببخش
تو را به جان همان کودکی ام
همین امروز که می خواهم کودک باشم
همین امروز که کودکی ام هنوز زنده است
مرا ببخش، مرا ببخش
همین امروز، نگذار شب بشود؛ نگذار باز هم تاریک شود آسمان
نگذار باز هم فردا شود
همین امروز پیش از آنکه شب شود و
باز هم در خواب هایم ظاهر شوی
در بیداری مرا ببخش!
* * *
تقدیم به پدر عزیز و برزگوارم و به عشق
ثانیه های بودن با او!!!
گــــــــــــــلـــــــی
برای گفتن تمام حرفهای دلم
امشب همین یک جمله کافیست٬
دلم خیلی برایت تنگ شده
به همین راحتی!!!
* * *
گلی
تقدیم به ش.ج
شب هایی که می گذرند و می گذرند
بالشی از غم که هر شب ضخیم تر و ضخیم تر می شود
پتویی از دلتنگی که هر شب پوسیده تر و پوسیده تر می شود
بی قراری های یک دل شکسته که هر شب بی قرارتر از قبل به
عشقی می اندیشد که خدا می داند به پایان می رسد یا به آغازهای جدید
* * *
گلی
یادته برات نوشتم اگه عاشقم نباشی الهی بمیری
اگه دوستم نداشته باشی غیر من کسی رو داشته باشی الهی بمیری
بعدش برات نوشتم همه رو دروغ نوشتم،خودم می میرم
اگه تو یه روز خواسته باشی که منو دوست نداشته باشی خودم می میرم
برات بمیرم، برات بمیرم
نبینی قهر خدا رو، بدی های روزگارو، الهی نمیری، الهی نمیری
بمونه سا یه ات روی سرم، می دونی برات دربه درم
الهی نمیری، الهی نمیری،
الهی نمیری، الهی نمیری
وقتی توچشات زل می زنم،با غم نگات پل می زنم
وقتی می بینم دوستم داری، از ته دلم داد می زنم،
اگه یه روزی فرشته ها بخوان ترو زودترببرن
به اونا میگم که از قدیم ماهی رو با تنگش می برن
* * *
تقدیم به ش.ج
کاشکی رو طاقچه دلت آینه و شمعدون می شدم
تو دشت ابری چشات یه قطره بارون می شدم
کاشکی می شد یه دشت گل برات لالایی بخونم
یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم
بخواب که می خوام تو چشات ستاره ها مو بشمارم
پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم
دنیا اگه خوب اکه بد با تو برام دیدنیه
باغ گلای اطلسی با تو برام چیدنیه
* * *
تقدیم به ش.ج
به اندازه تمام خوشی های آن پنج روز
این سه روز دلم را شکستی٬
و تمام شادی های آن روزها را گرفتی
همیشه تصور می کردم یکی از شما یا خواب است یا رویا
اما نمی دانستم تو یا آن پنچ روز!
امروز تصور می کنم بودن من در آن پنج روز٬
حضور تو در آن پنج روز٬
آن پنج روز
همه آرامشی بوده اند
پیش از طوفانهای این چند روز
که خدا می داند کــِـی تمام می شوند!!!
گـــــــــــــــــــلــــــــــــی
* * *
تقدیم به ش.ج
صدای آواز گریه هایم را نمی شنوی مگر؟
پس چرا برایم نمی خندی!
فدای تبسم های زیبایت شوم
این چشم ها به امیدی به تو دوخته شده اند!!!
گــــــــلـــــــی
* * *
تقدیم به ش.ج
دیگرهرچقدر اتاق را تاریک کنیم
شمعی روشن کنیم٬
روبروی هم بنشینیم
کتاب و دفترهایمان را باز کنیم
من و توی آن روزها نیستیم
تو را به خدا پشت میز، توی کمد،زیرتخت را نگاه کن
کودکی مان انجا نیست؟
پیدایش کن، بیارش، بگذارش وسط
روی گل قالی!
گلــــــــــــــــــی
* * *
تقدیم به الناز عزیزم
پس از گذشت این همه روز
هنوز سایه ات گاه گاهی بر وجودم می افتد
همه جا تاریک می شود٬
سیاه٬ به رنگ شب هایی که چشمانم تر شدند و تو؛
و تو ندیدی
هوا سرد می شود و من می لرزم
درست شبیه روزها یی که با...
شلاقم می زدی
و با این همه ٬ خاطراتمان را نمی توانیم فراموش کنیم؛
هرگز!
گلی
* * *
تقدیم به کسی که تنها خودم میدانم